مینوسیم برای پدر رفته ام و دل سوخته ام..!! - تاریخ: 1405/7/7 ساعت: 1:40
خداي من خداي مهربون و بزرگ و دوست داشتنيه من....چرا بعضي وقتا نميتونم بفهمم كجاي زندگيمي  چرا بعضي وقتا فك ميكنم از داشتن اين همه بنده گيج و سردرگم شديچرا فكر ميكنم ديگه نميدوني چه دردي رو به كي ندي؟؟دردفلج بودن بزرگترين و وحشتناك ترين واژه ايه كه توي عمرم شنيدمخدايا اين كارو نكن....التماس كردن بهت ...
یاعلی بن موسی الرضا!پرازتو ام نگاه به تهی دستی ام مکن.!مگو که هیچ - تاریخ: 1405/7/7 ساعت: 1:40
عازم یک سفرم سفری دور ودراز تا به جایی نزدیک از خودم تا به رضا، به رضایی که رضایش خشنودی اوست او که از عطر گل پیچک ویاس سرشار است،او خداوند من است در پناهش، عازم یک سفرم سفری سوی خراسان رضا،شهری از جنس طلا من دلم آرام است،من پراز عشقم وشور می روم پیش غریبی آشنا،او که سلطان دل خوبان است. می پذیرد هرک...
بعضی وقتامینویسی فقط برای یک نفرامادلت میگیردوقتی یادت می افتدکه هرکسی ممکن است بخواندجز آن یک نفر - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 19:54
  وچـه مـیفـهـمـی از روزگـارم …. از د&
یاعلی بن موسی الرضا!پرازتو ام نگاه به تهی دستی ام مکن.!مگو که هیچ نداری!ببین..تورا دارم. - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:49
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
مینوسیم برای پدر رفته ام و دل سوخته ام..!!.. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 13:48
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
دلگیرم از آدم های سنگی - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 13:48
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
وقتی تا الان - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 13:48
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
قسمت - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 13:48
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا برای همیشه در آغوش مادرم جا می گرفتم ! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بــــاران باشــد!تــــو باشـي!يک خيــــــــابــــان بي انتــها!به دنيــــــــا ميگــــويم خــداحافظ! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منوشکستی، ولی اشکالی نداره، حالاخاک زیرپاتم! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
بازهم گذشت..!!زمستانی که تنها کوتاه ترین شبش شب یلدا بود..!! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
هرجـاي دنـياميـخواهي بـاش..!مـن..!احسـاسم را..!باهمـين دست نوشتــه ها..!به قلبت میرسانم! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
وزن دار نمے گویم قافیہِ هم نمے گذارم بے پرده و رک مے گویم دلتنــــــگم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
هرسال روزتولدم شمع های بیشتری برایم اشک میریزند وتنهاییم را ناجوانمردانه به رخ میکشند..!! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
رقص درغباردلتنگی - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بهم خبربدین...!! - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ
مینوسیم برای پدر رفته ام و دل سوخته ام..!!......پست پایینی روحتما بخونین - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 19:06
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیرخسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته امدر حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره امهمه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پ